X
تبلیغات
وبلاگ شخصی سید علی ابره دری - متن نوحه

وبلاگ شخصی سید علی ابره دری

سوسکها موجودات زیبا و نازنینی هستند

نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند برای اهل حرم، آب میسر کند

داغ عطش بر لبش هر طرفش دشمنی باز در این مهلکه یاد برادر کند

تشنه لب داده جان بر لب دریای آب خجل از روی او گشته دل آفتاب

دست عباس چون جدا شد محشری در خیمه ها شد

علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین

یک طرف دست یک طرف مشک دل پر از خون دیده پر اشک

چو آمد از علقمه نوای ادرک اخا بگفت ای برادر زپا فتادم بیا

رسید چون این نوا به گوش اهل حرم ز آب بگذشته و به لب همه این نوا

علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین

یک طرف دست یک طرف مشک دل پر از خون دیده پر اشک

ساقی لب تشنگان گرچه زتن داده دست پرده ظلمت درید بند ستم را گسست

داده سرو داده جان در ره آزادگی بر دل حق باوران داغ غم او نشست

سرخی خون او پشت ستم بشکند عاقبت خانه ظلم زبن بر کند

کربلا شد شور محشر مرگ و نفرین بر ستمگر


وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم
وقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنم
وقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مرا
خونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من


این نوحه را اهنگران خوانده است

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)

دل می رود خبر دهد به زهرا که بچه ات فتاده روی صحرا
ببین خزان رسیده نوگلت را بیا نما جراحتش مداوا

حسین تو غریب و تنها خفته حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)

کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)

منای من زمین کربلا شد تشنه جگر سر از تنم جدا شد

به این شهادتم خدا را رضا شد حماسه ها زخون من به پا شد

ذبیح حق سر از تنش جدا خفته حسین اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)

کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)

ز تیغ کین بریده حنجر من به روی نی نزاره کن سر من
هزار پاره پاره پیکر من به پیش دیده ی دو خواهر من
به قتلگه راه مسیحا خفته حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)

رَوی تو چون به سوی شام ویران همره تو قافله ی اسیران
حماسه ساز صحنه ی جهادم گوهر عشق و روح عدل و دادم
میان خون عزیز زهرا حسین اینجا خفته

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)


دم نوحه:
بيا مادر از حرم بيرون سرو بستانت مي‌رود ميدان
كفن بنما بر تن قاسم مونس جانت مي‌رود ميدان

ادامه:
بيا مادر درد دل گويم اين دم آخر با تو از احسان
مكن ديگر بعدم اي مادر گريه و زاري ناله و افغان

بود يارم اندر اين صحرا اي ستم‌ديده خالق سبحان
زجور چرخ گل مادر از گلستانت ميرود ميدان

اگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادر
اگر ديدي راس من بر ني چون مه تابان صبر كن مادر

اگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادر
حلالم کن ناز پرورده روی دامانت میرود میدان

رهایم کن تا که بنشینم بر براق مرگ با هزار افغان
که جولانم گشته ای مادر دیده گریان غرقه جانان

ز خون من باید این صحرا لاله‌گون گردد از دم پیکان
شود جسمم طوطیا از کین جان جانانت میرود میدان

بیا مادر لحظه ای بنشین در کنار من از ره یاری

من كه مانند نى در نوایم عاشقم عاشق كربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم عاشق كربلاى حسینم
خادم كوى آن نور عینم عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانى لیك در پیرى و ناتوانى
بلبل آسا كنم نغمه خوانى تا كه باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهى ندارم جز تو شاها پناهى ندارم
عاشقم من گناهى ندارم حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین اى عزیز پیمبر زاده عصمتِ پاك داور
زیب عرش خدا پور حیدر با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم آشنا با غم و رنج و دردم
تا فداى وفاى تو گردم در رثایت سخن مى سرایم
گشته ام تا به مهر تو پاى بند گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یك لحظه پیوند اى شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت جان به قربان مهر و وفایت
بین كه (مردانى ) با وفایت اشك خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم در سؤ الش بود این جوابم
ذاكر زاده بو ترابم مرثیت خوان آل عبایم


به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

بـسـوز ای دل که امروز اربـعیـن است *** عـزای پـور ختـم المرسـلیـن است

مـرام شـیـعـه در خـون ریـشـه دارد *** نگـهبانی ز خط خـون چنین است

حـسـین بن علـی سالار دین است *** امـام و رهـبـر اهـل یـقـیـن است

قــیـام کـربـلـــا گـشـت تـــا قـیـامـت *** سراسر درس بهـر مسلمین است

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

حسین است آنکه با حـق همنشین است **** خـدا را حـجـت و دیـن را امـیـن اسـت

حسین است آنـکه درخـط شهـادت **** امــام اولــیــن و آخـریــن اسـت

حـسـین است آنــکـه حـق را جـاودان کــرد **** حسین اسـت آنکه بـاطـل را عیان کرد

حسین اسـت آنکه حکـم دیـن بیان کـرد **** حسین است آنکه با قرآن قرین است

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

دل مــا در پـی آن کـاروان اسـت *** که از کرب و بلا با غم روان است

چه زنجـیری به دست و بـازوان اسـت *** کـه گـریـان دیـده ی روح الامـیـن اسـت

اگر در کربـلا غـم بـی شمـار است *** اگــر دل هـای شـیـعه داغـدار است

اگر چـشـمان مـهـدی اشکبار است *** ز داغِ آن وداعِ آخـــــــریــــــن اســـت

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

پیام خون خطابی آتشین است *** بقاءِ دیـن قرینِ اربعیـن است

کــه تــاریـخِ پُـر از خـون و شـهـادت *** سراسر اربعین در اربعین است

به دورانِ سیاهِ سلطه ی شب *** که میدوزند از افشاگران لب

جـهـادِ حـضـرت سـجـاد و زیـنـب *** بیانِ خطبه های آتشین است

زبـانِ زیـنـب٬این بـانـوی پُــر درد *** که هست آموزگارِ هر زن و مرد

چنـان در کـوفـه طـوفانـی به پـا کرد *** تو گویی خود٬امیر المؤمنین است

اسیران را چو بر محمل نشاندند *** تـو گویی تیر غم بر دل نشاندند

گُلی را چیده و در گِل نشاندند *** رقیه آن گل شادابِ دین است

دیـار شـام با غـم ها قـریـن اسـت *** قلوب شیعیان زین غم حزین است

مـزار زیـنـب و قـــبـــر رقـیــه *** تجلی گاه عشق عارفین است

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)


امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است

شام غریبان است

امشب نوای کودکان بر بام کیوان است

شام غریبان است

امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند

تا صبح گریانند

امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند

چون نی در افغانند

بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند

خوابیده عریانند

بر غربت اجسادشان عالم پریشان است

شام غریبان است

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است

شام غریبان است

امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا

بی منزل و ماوا

اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا

ای آه و واویلا

خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا

اف بر تو ای دنیا

آل علی ویران نشین اندر بیابان است

شام غریبان است

امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون

غلطان به بحر خون

اندر هوای خاتم او بزدل ملعون

دیوانه و مجنون

سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون

ای چرخ شو ویران

کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است

شام غریبان است

امشب به بالین حسین زینب عزادار است

بر غم گرفتار است

امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است

از دیده گریانست

زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است

از دیده خونبار است

امشب فلک گریان به حال آل اطهار است

شام غریبان است

امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر

در بحر خون اند

خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر

با یاوران یکسر

آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر

در کنج خاکستر

گاهی به حال دختران اندر پرستاری

از راه غمخواری

گاهی کند در مطبخ خولی

آن عصمت باری

از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است

شام غریبان است

امشب حرم آل علی، آب ندارد
طفلان مصیبت زده را خواب ندارد

یک امشب علی اصغر ِ بی شیر بخوابد
فردا به روی دست پدر، تاب ندارد

ای وای
ای وای
ای وای

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

ای خواهر غمدیده بیقرار من - هستی انیس و مونس و غمگسار من

آتش مزن بر سینه داغدار من - نور دل خیر النساء خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

دارم تمنا این دم آخر از تو من - خواهر ز خیمه آور آن کهنه پیراهن

تا این دم آخر کنم من ورا بر تن - ای یادگار مرتضا خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

این آخرین دیدار ماست مهربان خواهر - سخت است دل کندن ز تو لحظه آخر

تنها تو می مانی و این لشکر کافر - بر حق سپارم من تو را خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

من می روم میدان که دین جاودان ماند - حق و حقیقت پایدار در جهان ماند

خواهر چو بینی راسم از تن جدا گردد - صد پاره جسم از دم نیزه ها گردد

تیر سه شعبه در دل من رها گردد - کم استقامت در بلا خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

در قتلگه بینی اگر حسم من عریان - بینی تنم افتاده در خاک و خون غلطان

پیش چشم خصم دین تو نما افغان - بر کودکان مضطرم مهربانی کن

بر اهل بیت و دخترم مهربانی کن - بر غنچه های احمرم باغبانی کن

راسم انیست هر کجا خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)

بر کوداکنم خواهرم جای مادر شو - با صبر خود اسلام را یار و یاور شو

در این سفر رسوا گر قوم کافر شو - ای قهرمان کربلا خواهر ای زینب

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)


واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب شب عاشورای خسرو خوبان است – از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است

جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب حسین بن علی اندر دعا باشد – تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد

فردا سر نورانیش بر نیزه ها باشد – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است – فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است

در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود – از ظلم جور کوفیان افسرده می شود

گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود – در عالم، در عالم فریاد شور و شین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)

فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر – گردد جدا دست از تن عباس نام آور

باشد حسین بن علی بی مونس و یاور – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است

واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)حضرت عباس

سبک نوحه

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید

ناله واعطشا را همه خاموش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید

می رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین کیست این لحظه کند روی به امداد حسین

خیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید

جسم عباس علمدار زمین افتاده با لب تشنه نگهبان حرم جان داده

می ز جام غم و انده و الم نوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید

کیست مردانه چو عباس علم برگیرد رمق از پیکره ظلم و ستم برگیرد

علم اشک و عزا را همه بر دوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید

گل نثار تن صدپاره عباس کنید با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنید

جسم صدپاره عباس در آغوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید


عمه جان اینجا کجاست

سوز آه و ناله است دل خراش غم فضاست

عمه جان اینجا کجاست

خاک این صحرا چرا عمه می ریزی به سر

می زنی بر سینه و می کشی آه از جگر(2)

جای جای این زمین می کنی هر دم نظر

گوی و این خاک پاک پیش چشمت آشناست(2)

عمه جان اینجا کجاست

گاه از درد درون بی قراری می کنی (2)

گه گلاب از چشمه دیده جاری می کنی

گه گزرای سر به خاک - - - آه و زاری می کنی

گاه می بوسی زمین - - -گاه فریاد ت به پاست

عمه جان اینجا کجاست

گه به این جانب دوان گه به ان جانب روان

بر دلم آتش زدی این چه حالست عمه جان خاک و سنگ این زمین با نوایت


دم نوحه:
ای زمین کربلا من زاده پیغمبرم
بر زمین گرم ِتو افتاده در خون پیکرم
زاده پیغمبرم ،زاده پیغمبرم


ادامه ی نوحه:
ای زمین کربلا امشب منم با ساربان
قطع سازد ازبدن دست من وانگشترم
ای زمین ازخون یاران گشته ای چون گلسِتان
روی تو افتاده بی سرنوگلان ِپرپرم
غم ندارم ای زمین از زخم شمشیر و سنان
یادم آمد از گلوی خشک نازاصغرم
ای زمین کربلا دارم به هر جانب نظر
می کِشم من انتظار روی زهرا ،مادرم

چون به وقت مردنم بر سر ندارم هیچ کس
مادرم آید ببندد هردو چشمان ترم
ای زمین کربلا بودم تورامن میهمان
با لب تشنه بُرَد شمر لعین از تن سرم
ای زمین، جسم به خون غلتان بُوَد مهمان تورا
بر سر نی می رود تا شام رأس انورم


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت 19:59  توسط سید علی  |